عبدالله مستوفى
512
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
سرپرست مانده ، عمواغلىهاى ارونق و انزاب و تبريز تمام آن لوازم و مهمات را تصاحب كردند . پتوهاى پشمى آن را بعد از يكى دو دست ، دانهاى پنج شش قران ميفروختند . پادگان اروميهء روسها تمام لوازم و تفنگ و توپ و مهمات خود را برئيس مدرسهء امريكائى فروخت و رفت . آقاى رئيس مدرسه ، البته با صلاحديد مقامات جنگى آمريكا و انگليس ، با اين اسلحه از آسورىهاى اروميه عدهاى را مسلح كرده ميخواست بكمك قواى انگليسها ببغداد برود ولى در بين مراغه و خاك افشار به مرض غيرمعلومى درگذشت . اسلحه و مهمات اين اردو را بعضى آسورىها بردند و قسمت مهم آن گير افشارهاى صائين - قلعه و تيكان تپه آمد . اين تفرقهء قواى روس كه در پائيز شروع شده بود در زمستان به حد كمال رسيده ، سرتاسر شمال و مغرب ايران بالمره از قشون روس پاك شد . لازمهء دورانديشى انگليسى اين بود كه لا محاله راه بين بغداد و قزوين و گيلان را در دست داشته باشد كه در موارد لزوم ، بتوانند در خاك روسيه باقدامات ضد كمونيسم بپردازند و فعلا هم از قوت گرفتن عثمانيها در قسمت كردستان جلوگيرى به عمل آورند . همدان مركز اين عمليات شد معلوم است دولت ايران در اينوقت قشونى نداشت كه طرف بيم و اميدى باشد ، قشون منظم و مسلح آنها همان ژاندارمها بودند كه دو سال قبل با مهاجرين به سمت عثمانيها رفته و متفرق و قسمتى از آن در رباطكريم شش فرسخى تهران بدست روسها قليه و قورمه شده بودند . معهذا همراهى وزراء و حكام و بخصوص رئيس الوزراء براى پيشبينى آذوقه و خواربار و ساير كارهاى برقرارى اين پادگانها در اين خط راه خيلى مؤثر بود . البته مستوفى الممالك مرد بندوبست با خارجه نبود ، اين همان رئيس الوزراء بود كه بر اثر فشار روس و انگليس و نزديك شدن قواى روس بتهران ، ميخواست پايتخت را باصفهان ببرد و سبب مهاجرت و توليد زحمت براى دولتين شده بود ، پس امروز هم از او اميدى نداشتند . بنابراين بايد فكر پيدا كردن شخص ديگرى باشند كه در اين كار و كارهائى كه شايد در آتيه پيش بيايد ، با آنها همراه باشد . وثوق الدوله در رياست وزراء سابقش بد امتحان نداده و تا توانسته بود دولت تسارى مردهء پوسيدهء روس را بنفع انگليسها سرپا وانمود كرده بود من تصور ميكنم از همين روزها نقشهء شش هفت ماه بعد را كه زمينههاى اقدام روشنتر مىشد كشيده ، قرارمدار و شرط رياست وزراء او را داده و زمينه را حاضر كرده باشند و الا هيچ دليلى براى استعفاى وثوق الدوله از وزارت فرهنگ كه در يكى از كابينههاى اخير داشت ، به نظر نميرسيد . همچو به نظر ميآمد كه چون موقع قحطى و سختى بود ، عمدا از كار خارج شد كه براى بعد از قحطى دستنخورده و تر و تازه باشد . وضع ارزاق در كابينهء مستوفى الممالك كابينهء مستوفى الممالك دكانهاى نانوائى شهر را به چهار باب منحصر و قيمت نان را به چهار هزار و ششصد دينار ترقى داد و بجاى نان دمپخت را از قرار سى و دو شاهى بدسترس مردم گذاشت . ولى چون كاركنان ارزاق مواظبت و دقت نميكردند ، دمپختها قدرى